الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

58

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى)

به حج رفتم ، همين كه وارد مسجدالحرام شد ، نگاهى به خانه كعبه كرد با صداى بلند گريست ، عرض كردم : پدر و مادرم به فدايت ! مردم به شما نگاه مىكنند ، بهتر است كه صدايتان را اندكى كم كنيد ! فرمود : « واى بر تو اى افلح ! چرا من گريه نكنم ؟ شايد خداى تعالى به من به ديدهء رحمت بنگرد تا فردا ( ى قيامت ) رستگار گردم ! » افلح مىگويد : سپس دور خانه را طواف كرد ، آمد تا كنار مقام به نماز ايستاد و ركوع كرد و سجود رفت ، وقتى كه سر از سجده برداشت ديدم از زيادى گريه موضع سجده‌اش تر شده بود . و چنان بود كه هر وقت مىخنديد ، عرض مىكرد : « پروردگارا ! مرا مورد غضب خودت قرار نده ! » . « 1 » 48 - « 2 » فرزندش جعفربن محمّد عليهما السلام از آن حضرت نقل كرده ، مىفرمايد : « پدرم ، در دل شب در حال تضرّع مىگفت : خدايا ! تو مرا فرمان دادى و من فرمان تو را نبردم ، و ( از امورى ) نهى كردى و من خوددارى نكردم ، و اينك من آن بندهء توام در پيشگاه تو كه هيچ بهانه‌اى ندارم ! . » « 3 » امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « پدرم استر خودش را گم كرده بود ، مىگفت : اگر خداوند آن را به من بازگرداند ، او را با حمد و ستايشى مىستايم كه او مىپسندد ! فاصله‌اى نشد كه آن را با زين و لجامش آوردند ؛ وقتى كه سوار آن شد و لباسش را آراست ، سر به آسمان بلند

--> ( 1 ) - كشف الغمّه : 2 / 117 . ( 2 ) - همان . حديث شمارهء 47 عين حديث شمارهء 27 بود كه گذشت - م . ( 3 ) - بديهى است كه اين قبيل سخنان معصومين به خاطر آموختن به ما و از زبان ماست - م .